سلام خوبین؟
ادرس یه وبلاگ تازه کارو میذارم برین ببینین و حتما نظر بدین
حتما نظر بدین توش
نوشته ی لادن در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت
نمیدونم چرا حس اپ نیست .
دعا کنید اپ کنیم![]()
نوشته ی ایدا در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 21:51 موضوع | لینک ثابت
سلام سلام
خوبید؟خوشید؟
چه خبرا؟خوش می گذره؟
گفتم یه کم متفاوت اپ کنم.در مورد مکتب
و اعتماد به نفس که مورد دوم یه معضل شده!![]()
دقیقا یک ماه و نیم دیگه مدرسه ها باز میشه.خیلی خوشحالم.دلم واسه سوژه کردن تنگیده!
ولی خدایی چه تیریپ فازی بودا!یه معلم می یومد تو کلاس ۱۰۰۰تا سوژه ازش می گرفتیم.ولی خودمونیم بعضی وقتا دلم واسه همشون می سوخت اخه اینا چه گناهی کرده بودن که گیر ماها می افتادن.؟!![]()
![]()
![]()
![]()
ولی من که ازشون نمی گذرم انضباط به من داده بودن(نیاز به تلاش بیشتر)
اخه این انصافه؟!خدا جوابشونو بده![]()
![]()
ولی خوب ما هم نامردی نکردیم رو ماشینشون با کلید یه خطی انداختیم که دیگه از این کارا نکنن!!!حقشونه!![]()
بی خیال بابا.هرچی بود گذشت.من می خواستم مثلا در مورد اعتماد به نفس بگما.بحث به کجا کشید![]()
جدیدا دیدید بعضی ها چه اعتماد به نفسی دارن؟؟؟؟اصلا ادم فاز از کلش می پره اینارو می بینه!؟
طرف یه ذره قد داره ها اصلا زیر زمین می گه من از ۵ سالگی بسکتبالیستم
ادم هنگ می کنه!!
یا مثلا با یکی می ری بیرون طرف چهرش در حده معمولی میگه می گه من شبیه (جسیکا استم) مانکن فشن تی وی ام(شرمنده انگلیسی نمی شد)![]()
ولی خدایی اینا ام شادنا![]()
می ری بیرون طرف با پیکان ۴۸ گوجه ای جوانانش واست بوغ می زنه
به اینا می گن خدای اعتماد به نفس![]()
اصلا چرا راه دور بریم این خواننده ها همین تی وی خودمون مثلا مجری می گه یه ترانه ی قشنگ و از فلان خواننده بشنویم اهنگش توپه توپه ها همین که طرف می خونه شصت پات ذوق ذوق می کنه اصلا از هرچی ترانه ست متنفر می شی! بابا اخه یکی نیست بگه تو به چه امیدی اومدی خواننده شدی![]()
![]()
![]()
خیلی موارد دیگه ای هم هست که حالا بی خیالش اینا نمونه بارزش بود![]()
فقط می خوام بگم تا می تونید خودتونو دست بالا بگیرید چون واقعا اعتماد به نفس نداشته باشی هیچی!!!![]()
تا اپ بعدی بای بای![]()
![]()
![]()
راستی نظر یادتون نره هاااااااااااااااااااا!!!!
نوشته ی زیبا در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 14:20 موضوع | لینک ثابت
نمیدونم خواب دیدم به تو اس ام اس دادم؟خواب بودم به تو اس ام اس دادم؟از خواب پا شدم به تو اس ام اس دادم؟تو خواب بودی بهت اس ام اس دادم؟کرم داشتم تو خواب به تو اس ام اس دادم؟تو نصف شب اس ام اس رو خوندی؟ یا...
نوشته ی ایدا در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت
خوابی؟بیداری؟شوخی نکن!خوابیدی یا بیداری؟اگه خوابی پس چرا بیداری؟دیدی ناقلا؟بیداری!شاید هم بیدار بودی!دیدی خواب بودی؟پس بیداری!
کاری نداشتم...فقط میخواستم ببینم خوابی یا بیدار!
نوشته ی ایدا در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت
گاهی وقتا اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرق میشی که یادت میره یه نفر منتظرته تا
.
.
.
.
.
از دستشویی بیای بیرون!
نوشته ی ایدا در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 21:44 موضوع | لینک ثابت
اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه
اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه
اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار
اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت
اگه گار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره
اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده
اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين
اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره(خداییش دیگه.اه اه اه)![]()
نوشته ی زیبا در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت
خود آموز با كلاس شدن(براي آقايان)1.ظهر خروس خون كه بيدار شديد به هيشكيه هيشكي سلام نكنيد
2.گوشي موبايلتون رو حتي ۰۰۰۱/۰ثانيه از خودتون دور نكنيد ويه سره
smsو miss call بزنيد(اگه خطتون اعتباريه و شارژ نداره الكي رو دكمه هاش فشار بديد.ولي نه محكم!چون مثلا گوشي لمسيه)
۳.در صورت امكان اسمتون رو به اينگليش تغيير بديد مثلا داوود به ديويد
4.يادتان نره ديگر عباس شوكت خانم فقط از زري دختر همسايه نبايد خوشش بياد.خود تو هم همينطور!
5. با كلاس ها قليونارو نمي زنن زير بغل و يه مشت تخمه جاپوني تو هر سوراخه لباسشون پيدا نميشه(اگه با ديدن قليون رو طاقچه تحريك به استفاده از اون ميشيد كوزه ي شيشه ايي اونرو به يك گلدان مبدل سازيد.كلي كلاسيكه)
6. اگه حوصلتون از كانون گرم خانواده سررفت خانم رو ميبريد خونه ي مادر خانم و خودتون ميرن شصت نفري صفا(يادتون نره موقع برگشت كلي غر بزنيد كه تنهايي رفتن براي عيادت دوستتون اصلا حال نداد و كلي زن زليليتون رو به رخ خانم و خانوادش بكشيد)
7.دم كفتري موهارو پيرايش كنيد و سعي كنيد فكل ها از بالا 10سانت و از طرفين 5سانت خارج از كله باشد
8.هر روز 2ساعت و 7 دقيقه را در آرايشگاه بگذرانيد (حالا اگه تو جيبتون شپش MCميزنه از بي پولي عيب نداره نا اميد نشيد فقط توي آرايشگاه آدمارو نيگا كنيد و ور بزنيد و خالي ببنديد كه شلوارتون رو عوض كرديد و پول توي جيبش نيست.عوضش كلي كلاس داره از آرايشگاه در مياين)
9.در صورت نياز, با قيچي به جون شلوارتون بيافتيد و سر زانو ها و هر جاي سالمشو نخكش كنيد(اين مورد توصيه نمي شود)
10.هميشه يه بسته آدامس همراه داشته باشيد (ترجيها اوربيت باشد تا خروس نشان)
11.هيچ موقع ساعت مچي نبنديد تا درصورت نياز براي مواقع آشنايي با يك مادمازل راهي وجود داشته باشد.
12.از هر سوراخي كه شده يك كاور گيتار بيس پيدا كنيد و آنرا ولو خالي با خود در هر مكان حمل نماييد(حتي wc)
13.همواره يا هندزفيري يا هر زقنبود ديگري كه در سوراخ گوش فرو ميرود را مورد استفاده قرار دهيد.(خودكار ,انگشت شست و از اين قبيل در ليست زقنبود نمي باشد)
14.زنجير بلندي كه با آن كليد هارو به جيب شلوار متصل ميكند را با يك عروسك يك وجبي خرس تعويض نماييد.(بررسي ها نشان داده ديدن جاسوويچي هايي از اين قبيل ذهن بيننده را به اين سمت منحرف مي سازد كه هديه ايي از مادمازل تسخير شده ي شماست)
15.رژيم سبزيجات را انتخاب كنيد چرا كه نه تنها كلاس دارد بلكه كمبود و كسري بودجه جبران مي شود
16.براي رنگ بندي در تيپ لباسي خود از رنگ هاي وق يا بوق استفاده كنيد مثل بنفش سير -قرمزآلبابويي-زرد ليمويي-سبز فسفري يا وزغي ويا از رنگ هاي بي حال مثل صورتي
17. 7كلمه از 10 كلمه ي حرف هايتان انگليش باشد مخصوصا در جملات عاشقانه(اگر مغزتون كشش داره چندجمله فرانسه را هم يادبگيريد مثل : je t'aime)
18.در مورد مدل ماشين پاتون رو از مگان پايين تر نذاريد(در مورد رنگش هم از ليست ارايه شده در رديف شماره 16 استفاده كنيد)توجه داشته باشيد بايد هر جايي از ماشين رو نگاه ميكنيد سي دي ريخته باشه.تصويري و بازي پلي استيشن هم بود ايرادي نداره.اسپورت بودن ماشين در اولويت درگيري هاي ذهني شماست.
19.روزاي برفي تيوپ سواري رو فراموش كنيد و به پيست اسكي بريد.اسكي بلد نيستيد اشكالي نداره.همين كافيه كه بليط ورديش توي وسايلتون پيدا باشه
20.توي داشبرد ماشينتون اينها رو بذاريد: ادكلن-پيپ و فندك نقره-كلي سي دي-نقشه ي يكي از شهراي اروپا-كتابچه ي شعر فرانسه-سوهان ناخن
21.يك تفنگ ساچمه اي براي شكار تهيه فرماييد.استفاده از تير كمون جيز ميباشد و پيگرد اخلاقي دارد.
22.كيف پول خاليتان را با انواع كارتهاي اعتباري بياراييد.(داشتن موجودي ضروري نمي باشد!)
عواقب بعدي اين متن مربوط به خود آموزان عزيز بوده و مولف به هيچ وجه هيچ گونه مسوليتي را به عهده نمي گيرد.
نوشته ی زیبا در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 17:18 موضوع | لینک ثابت
سلام به بروبچ فعال و غیر فعال و نیمه فعال و......
چند تا جک دسته اول باحال توپ:
احمدي نژاد طي بيانيه اي اعلام کرده که: کساني که با کمبود بنزين مواجه ميشن، سوار اون 20 ميليون الاغي که به من راي دادن بشن
...............................................................................................................
ترکه میره خارج میگن اسمت چیه میگه: Power God New Day میگن فارسی بگو میگه: قدرت ا... نوروزی![]()
............................................................................................
به تركه میگن خدا کجاست ؟ میگه نمیدونم ولی هرجا هست ابوالفضل نگهدارش
باشه
...............................................................................................................
رفيق تركه ازش ميپرسه: پنجشنبه- جمعه كجا بودي؟ ...تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچهها رفتيم شمال
!!!
...............................................................................................................
رشتيه به زنش ميگه: چرا دير اومدي؟ ميگه: آخه يه اقاهه افتاده بود دنبالم، ولي خيلي اروم راه ميومد
.................................
..........................................................................
يه امريكاييه ميخواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم ميكنه بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم . امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر ميكنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم
...............................................................................................................
پیام تبریک ترکا: حلول ماه مبارک نوروز را بر تمام فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات
...............................................................................................................
راستی یه سایت هست راجع به رپر ها
این سایت از کسایی که وبلاگ دارن خواهش کرده که سوال مسابقشونو بپرسه و برنده رو اعلام کنه.سوال اینه:
به نظر شما بهترین رپر ایران کیه؟
۱-حسین تهی
۲-امیر تتلو
۳-علی پیشتاز
۴-ساسی مانکن و حسین مخته
۵-رضا پیشرو
۶-احسان غیبی
۷-محمد بی باک
۸-یاس
راستی یه مورد که هست اینه شما حداقل میتونید اسم ۲ نفر رو انتخاب کنید
لطفا گزینه مورد نظر رو همراه با نظرات قشنگتون توی قسمت نظرات بنویسین
ممنون
نوشته ی لادن در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
نوشته ی ایدا در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 15:42 موضوع | لینک ثابت
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا شمارو فوت کن
تا ۱۰۰ سال زنده باشی
سلام به اول فامیل گلم ایدا جون بعد زیبا جون گل و بعد هم شما دوستان گلم
امروز یعنی فردا که هفتم مرداد باشه تولد عزیز دلم ایدا خانومه
ایدا جون تولدت مبارک
من و ایدا تقریبا از وقتی کلاس دوم ابتدایی بودیم با هم اشنا شدیم
و اولین بار عموی ایدا خانوم که اون موقع بیست و خورده ای سالش بود اومد خواستگاری ابجی بنده که اونم بیست و خورده ای سالش بود
(منظور از بیست و خورده ای ۲۵ به پایینه)
بعدشم دیگه بادا بادا مبارک بادا ایشالله مبارک بادا
بعد اونم منو ایدا با هم رفیق شدیم و البته فامیل
منم خیلی دوسش دارم
اندازه خودم![]()
![]()
ایشالله ۱۷۶۵۰۹۲۴۶۴۲۴۶ سال سایت رو سر بچه هات باشه
و مارا هم فراموش نکنی
خیلی دوستت دارم
بوس بوس بوس بوس
تولدت مبارک گل قشنگم![]()
نوشته ی لادن در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت
روانشناسي وجود و يا عدم وجود تفاهم و يا همون زن ذليلي آقايون...
1-با خانومتان دارید از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنید و ایشون از یه لباس 250000 تومنی خوشش میاد.
الف-زود با هم به داخل مغازه میرید و تمام حقوق یه ماهتو دودستی به صاحب مغازه تقدیم میکنی و تا آخر اون ماه باید غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... بخورید!
ب-تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی ،انگار نه انگار که با تو بوده و یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
2-با خانومت داری میری رستوران.موقعی که به رستوران می رسید:
الف- مثل ذلیلا میرید جولو و دو دستی در رو براش باز میکنید که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!
ب-بهش دستور میدین هر چه زودتر در رو باز کنه ،این جمله را همچین بش میگیدکه نتونه حتی در این مورد فکر کنه!
3-خونتون مهمون دارید:
الف- زود پا میشید و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسه شون چایی میریزید و میارین.
ب-با قیافه کاملاًجدی و مردانه(جنم دار) اشاره میکنید خانومتون هر چه زودتر برای شما و مهمونا چایی بیاره
4-یه روز تعطیل باحال:
الف- با همسرتون میرید بیرون و اونروز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید!و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورید تا صبح کله سحر برید سر کار!
ب-بدون توجه به همسرتون شب قبل از روز تعطیلی با دوستاتون قرار میزارید تا فردای اونروز برید گردش و کلی حال کنیدو بعد از ظهرشم برید استخر و اگه همسرتون هم زیاد حرف زد فوری می فرستیدش خونه مامانش اینا!
5-خانومتون رفته عروسی و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شدید.که یه دفعه حانومتون مثل جن بسم الله وارد اتاق میشه!
الف-یهویی خودتونو گم میکنید و به دوستاتون میگید اصلاًنخندن و حتی با هم صحبت نکنن و زود میرین پیش خانومتون و التماس میکنید آبروتونو جولو دوستات نبره!
ب-اصلاً انگار نه انگار خانومتون امده.با دوستاتون میگید و میخندید و خانومتون حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!
6-دارید تو تراس سیگار میکشید که یهو خانومتون سر میرسه:
الف-خودتونو گم میکنید و نمیدونید چیکار کنید.شایدم سیگارو قورت بدید و اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدید واسه دوا درمان!
ب-برمیگردید و با قیافه حق به جانب- که البته همیشه حق با ما آقایونه –به خانومتون دستور میدید یه لیوان چایی واستون بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!)
7-امروز قراره مادر زنتون با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف-اونروز رو مرخصی میگیرید و همش تو خونه میمونید و به همسرتون کمک میکنید تا مادر زن و کلیه قومش بیان برای قتل و غارت و چپاول...
ب-ساعت 2 اونروز که خانومتون زنگ زد کجا موندی...بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!!
8-تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:
الف-جولو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر قرمز میشه
ب-خانومتون رو از اتاق میفرستی بیرون و بش گوشزد میکنید وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه(اصل اول تمدن!)
9-ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون شما رو از خواب بیدار میکنه و پی میبرید که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده:
الف-زود پا میشید و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنید طوری که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و شما هم تا صبح بوی خوب آقا پسرتون توی مشامتون بمونه!
ب-همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن میکنید و این کار رو اونقدر ادامه میدین تا بالاخره همسرتون بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه که بچه رو به دنیا اورده و خودشم مسئول خرابکاریهاشه
توضیحات:
برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ درست گزینه ب 2 امتیاز در نظر بگیرید.
اگر امتیاز شما از 15 به بالا بود:
آقا تبریک میگم.شما یک مرد نمونه هستید. در عین حال انسانی فهیم ،منطقی ،تابع نظم،با کمالات، شریف و خانواده دوست! هستید! همسرتان به شما افتخار میکند!!!
ایول بابا تو دیگه هستی!در تمام مراحل زندگیت آدم موفقی هستی!
اگر امتیاز شما بین 15-5 بود
شما مردی هستید که کمی به همسرتان رو میدهید.در عین حال مرد چندان موفقی نیستید و تزلزل شخصیت دارید!دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است!باید به خود بیاید و شکوه و اقتدار یک مرد را به خاطر بیاورید....
اگر امتیاز شما کمتر از 5 بود
خاک بر سرت!آخه به تو هم میگن مرد؟!؟!آبروی هر چی مرده بردی.مرده!جسد!مرده شور ریختتو ببرند.ایکبیری!امیدوارم هر چی زودتر سقط شی!خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟
نوشته ی ایدا در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت
آقایون
ساعت شروع ۷ شب
۱-شلوار و میپوشن
۲- پیرهن
۳- کراوات
۴- جلیغه
۵- کت
۶ - عطر
ساعت پایان ۷ و ۳ دقیقه شب
حالا خانوما
ساعت شروع ۴ عصر
۱- (با عرض معظرت) لخت میشن
۲- لباس زیر و ست میکنن(یه دست بنفش
۳-اول دامن خوشگل
۴ - یه دست بابا کرم جلو آینه
۵- بعد از گفت اح اح دامنو درمیارن
۶- دامن خوشگل تر میپوشن
۷- قرو بی خیال می شن
۸- یه بلوز خوشگل
۹- یه بلوز خوشگل دیگه
۱۰ - یه بلوز خوشگل دیگه
۱۱- یه بلوز خوشگل تر
۱۲- خسته میشن
۱۳ - انتخوابو به پسر خانواده میسپرن
۱۴ - بلوزو میپوشن
۱۵ - مو هاشونو ژل میزنند
۱۶ - بعضیهاشونم تافت میزنند
۱۷- حالا بسات بتونه کاری رو پهن میکنن
۱۸- بعد از آوردن کاردک و لیسه شروع میکنن و بعد از دو ساعت با لا خره رنگ میگیرند
۱۹- حالا نوبت ابرو هاست
۲۰- وقتو میدند به رژ لب
۲۱- حالا خط لب
۲۲- اینم سایه در رنگ های مختلف
۲۳- در جاکفشیو باز میکنند
۲۴- از بین شونصت تا کفش بلندترینشونو انتخاب می کنند
۲۵- در جا کفشیو میبندند
۲۶-عازم عروسی میشن
۲۷- سوار ماشین میشن
۲۸- اوا خاک به سرم کیفشو یادش رفت
۲۹- با لا خره میرند
ساعت پایان ۸.۳۰ شب
نوشته ی ایدا در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 11:36 موضوع | لینک ثابت
سلام به دوستای عزیزم
معذرت میخوام که یه مدت نبودم
راستش یکی از بهترین دوستان من که همسن خودم یعنی ۱۵ سالش بود هفته پیش
به دلیل تصادف با یه ماشین به کما رفته و امروز صبح دار فانی رو وداع گفته
خیلی دختر خوبی بود.مهربون و بی همتا.در ضمن تنها فرزند خانواده بوده
بیچاره مادرش وقتی این خبرو شنید سکته قلبی کرده و پدرش هم حال خوشی نداره
این دوست من(ندا) بهترین و عزیز ترین دوستم بوده
منم الان حالم اصلا خوب نیست
لطف کنین برای شادی روحش یه فاتحه بخونین
و برای سلامتی پدر و مادرشم دعا کنین
امروز که جنازشو دیدم از حال رفتم
اصلا باور نمیکردم
در کل اون گل ناز چشم امیدش به همه شما دوستان خوبه
خیلی ممنونم
بای
نوشته ی لادن در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت
این متن زیر و حتما بخونید ضرر نمی کنید.این متن توسط یکی از دوستان گلمون میثم جون برام فرستاده شده جالب بود گفتم بذارم تو وبلاگ.راستی نظر یادتون نره هاااااااااااا!!!!هر کی نظر بده تو قرعه کشی ۱ دستگاه فرغون شرکتش میدیم.![]()
الفیتیله!
می گویند حرف راست را از بچه بشنو. از این رو احتمالا حرف درباره بچه ها را هم باید از آقای راستگو شنید. آقای راستگو رئیس مرکز تربیت مربی کودک و نوجوان دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در حاشیه اظهار نظر درباره یک برنامه تلویزیونی درباره خردسالان چیزهایی به شدت جالب گفت. ایشان در همان حاشیه مذکور هورا کشیدن و کف زدن در برنامههای کودک را قابل پذیرش ندانست.
آقای راستگو که با بزرگواری خاصی سخن می گفته گفته: "هر چند شاید بتوان از کفزدن با مسامحه گذشت، ولی در موارد دیگر باید تجدید نظر شود، چرا که نادرستی آن مثل کراهت وجود مجسمه در مکان نمازگزار است با این توجیه که امروزه در ایران کسی از دیدن مجسمه به یاد بت نمیافتد، ولی باید دانست که احکام اسلام تنها برای یک منطقه جغرافیایی مثل ایران نیست و همین الان در کشورهایی مانند هند بتپرستی رواج دارد. به هرحال سخن این است که چرا ما با این فرهنگ قوی دینی و ایرانی، نوآوری نکنیم و لفظی را بر اساس فرهنگ و مذهب خودمان ابداع نکنیم و از الفاظی مانند هورا استفاده کنیم که شاید مخفف اهورامزدای زرتشتیان است که هنگام روشن کردن آتش آن را بیان میکردند."
البته این حرف جناب راستگو که "هورا" (hooray) را برگرفته از "اهورامزدا" می داند علی رغم شباهت های شدید، ارتباطی با شخصی به نام "هخا" که "هخامنشیان" را دارای منش هخایی می دانست(!) ندارد ولی درمورد انتقاد ایشان از اختلاط دختر و پسرهای پنج شش ساله، و نیز استفاده از موسیقی و حرکات موزون در برنامه های خردسالان من هم کاملا موافقم.
در همین راستا آمادگی خودم برای مشارکت در ساخت برنامه کاملا اسلامی و ارزشی "الفیتیله" ویژه خردسالان اعلام می کنم.
طرح برنامه الفیتیله:
برنامه با تلاوت آیاتی از سوره بقره آغاز می شود. در هنگام تلاوت، دوربین چندین بار بر روی تماشاچیان که دخترها و پسرهای 3 تا 6 ساله هستند می چرخد تا الگوی مناسبی برای بقیه باشد. دخترها با حجاب کامل در سمت چپ و پسرها با کت و شلوار و پیراهن های یقه بسته در سمت راست نشسته اند. بین آنها هم سیم خاردار کشیده شده است. سپس حاج عمو قناد (مجید قناد سابق!) از روی کتابی شروع به وعظ و بیان احکام می کند. پس از آن با اجرای قطعه نمایشی آموزنده، برنامه پیش برده می شود. بعد توسط گروه پیشکسوتان تواشیح پر شوری خوانده می شود. سپس یک کارتون ارزشی (مثلا درباره کودکی که والدینش توسط کفار کشته می شوند و او بعدا انتقام خونینی از آنها می گیرد) پخش می شود. سپس مراسم سینه زنی از مهد کودک جام جم پخش مستقیم می شود و برنامه با دعای مناسبی به زبان عربی پایان می گیرد.
بخشی از قطعه نمایشی الفیتیله:
حاج عمو قناد شروع به بیان سلیس و آسان فهم حج النسا برای بچه ها می کنند. میم فه هم با یک ترکه انار و چشم های خون گرفته بالای سر بچه ها قدم رو می رود تا امنیت اجتماعی خردسالان را به شدت هر چه تمام تر برقرار کند. در این هنگام یکی از پسرها به بهانه بستن بند کفشش خم می شود و به سمت ممنوعه نگاه می کند.
میم فه: اوهوی گوساله داری چیکار می کنی؟... حاج داره واسه شماها وعظ می گه ها!
حاج عمو قناد: برادر میم فه. چی شده؟
میم فه: حاج عمو یکی داشت منکر می کرد نهی اش کردیم.
حاج عمو قناد: آفرین... ببینین بچه ها به این می گن یه کار خوب. شماها هم وقتی دیدین کسی کار بدی می کنه باید نهی اش کنین... یعنی بگین این کار رو نکن ولی البته با بیان نیکو و خلق خوش. خب... راستی میم فه جان واسه بچه های نگفتی منکر یعنی چی؟ حالا چندتا کار بد رو که باید از اونا نهی از منکر کنیم بگو ببینم.
میم فه: عارضم به حضور شما. اختلاط دختر و پسر. یعنی اینکه دختر و پسرها با هم بازی کنن یا بگن و بخندن یا مهد کودک برن یا تو برنامه شرکت کنن کار خیلی منکریه.
حاج عمو قناد: آفرین میم فه. خب حالا یکی دیگه رو واسه ما و بچه های تو خونه بگو...
میم فه: دیگه اینکه مثلا بچه ها آواز بخونن یا ورجه وورجه کنن. اینم خیلی منکره.
حاج عمو قناد: آفرین... بچه ها واسه سلامتی میم فه صلوات بفرستین.
(بچه ها صلوات می فرستند)
حاج عمو قناد: خب دیگه؟
میم فه: دیگه اینکه آدم بی حجاب باشه.
حاج عمو قناد: آفرین میم فه جان. خب حالا بگو ببینم تو اگه یه دختر کوچولویی رو ببینی که بدحجاب باشه بهش چی کار می کنی؟
میم فه: می زنم لهش می کنم!
حاج عمو قناد: بچه ها کار درستی می کنه؟
بچه ها: نه.... خیر.
میم فه: پس می گم اشکالی نداره.
حاج عمو قناد: بچه ها کار درستی می کنه؟
بچه ها: نه.... خیر.
میم فه: پس می گم برو به جهنم!
حاج عمو قناد: بچه ها کار درستی می کنه؟
بچه ها: نه.... خیر.
میم فه: پس چیکار کنم حاج آقا؟
حاج عمو قناد: باید باهاش حرف بزنی. باید بهش بگی که هر چند ما با تنگ نظری مخالفیم و حجاب نیز برای بچه های نابالغ تکلیف شرعی نیست، ولی بهتره حجاب رو رعایت کنه.
میم فه: اگه گفت من خیلی کوچوام و فقط 4 سالمه چی؟
حاج عمو قناد: اونوقت دعواش کن.
میم فه: اگه بازم اصرار بر گناه داشت چی؟
حاج عمو قناد: اوقت... اونوقت... اونوقت بزن لهش کن... اونوقت بزن لهش کن...
(بچه ها، همانطور که جدا جدا نشسته اند با سینه زنی ضرب گرفته و دم می گیرند)
اوقت بزن لهش کن... اونوقت بزن لهش کن... اوقت بزن لهش کن... اونوقت بزن لهش کن...
(فید آوت)
نوشته ی زیبا در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 15:55 موضوع | لینک ثابت
علت دروغ گفتن مردها
روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه
وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه
فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد
يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه
هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟
اوه فرشته، زنم افتاده توي آب
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟
" آره " هيزم شكن فرياد زد
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره
اره جون خودش!!!!!چقدر به فکر خانواده ان اینا!!!!اخی!؟![]()
![]()
![]()
نوشته ی ایدا در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت
او هم رفت.
او هم پر کشید و رفت.
او هم همسفر خاک شد.
او هم از میان ما رفت و فقط خاطراتش به جا ماند.
اری هنرمند بزرگ و شریف تئاتر و سینما خسرو شکیبایی را می گویم.
ما دخیا هم به نوبه ی خودمان درگذشت هنرمند توانا کشورمان را تسلیت عرض می کنیم.
روحش شاد
یادش گرامی باد
نوشته ی ایدا در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت
تست هوش امرور
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد
پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند!!!
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1 و 30 و بعدی را در ساعت 2 می خورید) !
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است!!!
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)!
5- او 9 گوسفند خواهد داشت!
6- کبریت!!!
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب شمال باشد !
8- همان2 سیب!
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)!!!
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)!
نوشته ی زیبا در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت
پدر عزیزم بر دستان پر مهرت صدها بوسه می زنم و قدردانه زحماتت هستم
یه سبد گل رز قرمز با یه سبد گل یاس تقدیم به بهترین پدر دنیا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولادت
حضرت علی(ع)
و
همچنین
روز پدر
را
به
همه ی
عزیزان
تبریک می گوییم![]()
![]()
![]()
نوشته ی زیبا در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 20:9 موضوع | لینک ثابت
سلام بچه های گل
دلم واستون خیلی خیلی خیلی تنگ شده بود.خوشحالم دوباره اومدم پیشتون.
اول از همه من یک معذرت خواهی خیلی بزرگ به زیبا جونم یا ابجی زیبا بدهکارم که خودش میدونه
میخوام از همینجا به زیبا گلم جلو همه دوستان بگم که:
زیبا جونم ازت معذرت میخوام.ببخشید
خب کجا بودیم؟هیچ جایی نبودیم
پس ادامه میدیم.........
یه داستان کوتاهه که خودم نوشتمش امیدوارم خوشتون بیاد:
طناب
داستان درباره یک کوهنورد است که میخواست از بلند ترین کوه بالا برود.او پس از سالها اماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود میخواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا رود
شب بلندی های کوه را در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمیدید.
همه جا سیاه بود.
اصلا دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره هارا پوشانده بود.
همانطور که از کوه بالا میرفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد و در حالیکه سقوط میکرد از کوه پرت شد.
در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش میدید و احساس وحشتناکی داشت
همچنان سقوط میکرد و در آن لحظات ترس عظیم همه رویداد های خوب و بد زندگیش به یادش امد
اکنون فکر میکرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد
بدنش میان اسمان و زمین معلق بود
و فقط طناب او را نگه داشته بود
و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نماند جز انکه فریاد بکشد
خدایا کمکم کن
ناگهان صدای پر طنینی که از اسمان شنیده شد:از من چه میخواهی؟
-ای خدا نجاتم بده
-واقعا باور داری که من میتوانم تورا نجات دهم؟
-البته که باور دارم
-اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است را پاره کن......
و یک لحظه سکوت....
و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.
گروه نجات میگویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند
بدنش از یک طناب اویزان بود و با دستهایش طناب را محکم نگه داشته بود....
و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت........
تموم شد.خوب بود؟در کل میخواستم بگم که هیچوقت فکر نکنید خدا مراقب شما نیست یادتون باشه که اون همیشه شمارو با دستش نگه داشته و همیشه به یادتونه
راستی نظر یادتون نره
ممنونم باباییییییییییی![]()
![]()
نوشته ی لادن در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 22:17 موضوع | لینک ثابت
نوشته ی زیبا در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 1:3 موضوع | لینک ثابت
عشق از دیدگاه افراد مختلف
- عشق از ديد حاج آقا: استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)
ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)
ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )
ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )
ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )
ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه برم خواستگاريش ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم برم خواستگاريش جواب رد نده )
ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )
ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )
نوشته ی ایدا در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت
از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نمي رسيد. از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريهاي كردم كه فهميد جواب «هاي»، «هوي» است. هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پيدرپي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نمي كردم! اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب ميبردند. هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ ميخورد. هر صفحهاي از كتاب را كه باز مي کردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من ميپرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه ميدانست منو فرستاد المپياد رياضي! تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقهها بي اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفته بنويسم! بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه اقایی سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين برميداشتم، يهو جلوم سبز مي شد و از اين كه گمشدهاش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر مي كرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: پسر رئيس دانشگاه، عاشق ناجياش شده، تازه فهميدم كه اون پسر كيه و اون ناجي كيه! يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچهها دسته گلم رو از پنجره شوت